دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
164
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
قرامحمد در واقع به اندازه پدر عثمان بيك كه با او نيز مىجنگيد ، عمر نكرد . ولى جانشين او قرايوسف با تمامى توان خود و به طور خارق العاده وارد صحنه شد و دشمنى ديرينه را ادامه داد . در گام اول مردد و دودل بود و هنگامى كه تيمور در خاور نزديك ظاهر شد ، تغيير نظر داد و همين اهميت داشت . قراقويونلوها نخستين افرادى بودند كه با سپاه تيمور روبرو شدند و درخواستهاى او را براى تسليم ناديده گرفتند و با او مخالفت ورزيدند و هربار هم كه جنگ درگرفت شكست خوردند . همين مسأله خصومتى را موجب شد كه در زمان جانشينان تيمور هم ادامه يافت . به نظر مىرسد كه در اين زمان درباره شخصيت فاتح و شيوههاى نظامى او گزارشهاى متفاوت چندى ارائه شده باشد . در جايى چون قاهره ، تيمور هنوز در سال 788 / 1386 « مغولى شورشگر » ناميده مىشد كه بر سر راه خود به سمت تبريز - در موقع گذر از ايران و بين النهرين - آن چنان وحشتى از خود آفريد كه همه اقدامات را فلج كرد . قرايوسف انتظار تصميم نظامى نهايى را نداشت ، لذا پناه بردن به تركان عثمانى را اختيار كرد . بعد كه برگشت باز مجبور به فرار گرديد ، اينبار به سوريه كه به دليل فعاليتها و اقدامات پيشينش عليه مماليك مصر از طرف حاكم قلعهاى در نزديكى دمشق توقيف شد . رؤساى ديگر قراقويونلو طرز فكر و شيوه خصومت او را با تيمور ادامه دادند و همين موجب شد كه رهبر آق قويونلوها به تيمور ملحق شود و به خدمت او درآيد . اين قضيه در سال 801 / 1399 در اردوى قراباغ در ماوراى قفقاز رخ داد و قراعثمان در برابر تيمور كرنش كرد . او در نخستين لشكركشى تيمور به آناتولى فرمانده سپاهيان طلايه او بود و در لشكركشى بعدى تيمور به سوريه هم نام او در ميان بود . قراعثمان بعدها در نبرد انگوريه در سال 804 / 1402 شركت كرد . شكست و اسارت بايزيد اول بحران شديد و جدى در امپراتورى عثمانى راه انداخت . تيمور به پاس خدمات رهبر آق قويونلوها لقب امير به دو بخشيد و سرتاسر اراضى ديار بكر را تيول وى ساخت . بنابراين چنين مىنمايد كه رؤياى آق قويونلوها براى ايجاد اميرنشين و پادشاهى تحققيافته باشد ، چون در آن زمان در خاور نزديك به غير از تيمور ، فئودال بزرگترى وجود نداشت . ليكن رؤياى آنان كوتاهمدت بود ؛ چون هنگامى كه تيمور در فوريه 1405 م . در اثناى لشكركشى به شرق مرد ، مثل روز روشن بود كه امپراتورى وسيع او كه حاصل فتوحاتش بود ، فاقد ثبات داخلى است . هرجى و مرجى كه بعد از مرگ وى برخاست ، ظهور شمارى از اميران را در پى داشت . بىترديد يكى از مهمترين علل فروپاشى سريع يك چنين امپراتورى وسيع اين بود كه شاهزادگان خاندان تيمور حكام متصرفات پراكنده او بودند و با قدرت نامحدودى حكومت مىكردند و با اينكه تسليم اقتدار عاليه تيمور فاتح بودند ، ولى هيچ نوع احساس همبستگى با جانشين او نداشتند . پى آيند تالى